
پ ن: اگر اخلاق خوبی رو بخوای ترک کنی به اندازه ی ترک یه عادت و اخلاق بد سخت میشه... میدونم که میگم
یه وقتایی هم هست زیر دوش هی شامپو میریزی موهاتو چنگ میزنی هی خشک تر و داغان تر به نظر میاد دوباره و سه باره شامپو میریزی چنگ میزنی بازم خوشت نمیاد مثل همیشه نیست .... یهو میبینی داری ژل بدن میزنی.... اینقدر داغان ینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان خودمو به ناسا یا کجا معرفی کنم؟؟؟؟؟؟ دچار چی شدم؟؟؟؟
پ ن:من که خندیدم و فوش دادم به خودم و در ودیوار
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۲۲ساعت 20:0 توسط فهیمه |
اول اینکه چندین تا از وبلاگهایی که لینک دادم کلا موجود نیستن. چندتاشون هم چند سال دارن خاک میخورن... یکی دوتاشون مثل من هست فعالیتشون ... البته فکر میکنم در رسانه های دیگه فعال هستندوم اینکه دیگه همین ...
پ ن: چقدر از اصل این وبلاگ و نوشتن متنهای مشابه متنهای پیشین دور شدم... البته از حال و احوال اصل موضوع و مسبب وبلاگ کمابیش باخبرم...
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۳۰ساعت 2:44 توسط فهیمه |
برچسب:
نویسنده: کیانوش کاظمیان
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی، روی تو را
کاشکی میدیدم.
شانه بالازدنت را،
-بی قید -
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد -
و تکان دادن سر را که
-عجیب! عاقبت مرد؟
-افسوس!
کاشکی میدیدم.
من با خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟؟
حمید مصدق


برچسب:
نویسنده: کیانوش کاظمیان
برچسب: شلیک,
نویسنده: کیانوش کاظمیان
برچسب: شعر,
نویسنده: کیانوش کاظمیان